‏نمایش پست‌ها با برچسب مهدی اخوان ثالث. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مهدی اخوان ثالث. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ خرداد ۴, چهارشنبه

مشاهده‌ي كتاب : از اين اوستا

لیست اشعار:


برای نمایش شعر کافیست روش کلیک کنید.

مشاهده‌ي كتاب : زمستان

لیست اشعارش:

برای نمایش شعراش روش کلیک کنید.

سبك شعري اخوان ثالث


مهدي اخوان ثالث از پيش‌كسوتان شعر امروز فارسي به ويژه شعر حماسي و اجتماعي است. او را شاعر حماسه‌هاي شكست مي‌نامند. شعر اخوان ريشه در ادبيات گذشته ايران دارد كه هم از نظر زبان و هم از نظر مضمون قوي و پر بار است. او در شعرش كلمات زبان محاوره را به راحتي در كنار كلمات ادبي فاخر مي‌نشاند و از اين حيث زبان غني و خاص خود را داراست كه در ميان شاعران معاصر كاملاً مشخص است.

زندگي‌نامه‌ي اخوان ثالث


زندگي‌نامه :
سال و محل تولد: 1307- مشهد
سال و محل وفات: 1369- تهران
«مهدی اخوان ثالث» متخلص به «م. امید» از مفاخر کم نظیر و پر آوازه‌ی خراسان و ایران است.

ديدبانان را بگو ...



نگاهي به شعر و انديشه ي اخواندکتر محمود درگاهي

دکتر محمود درگاهی
 دگر گوني و تحولي که بابدعت ها و بدايع  نيما در شعر فارسي پديد آمد ، در حقيقت منحصر به وزن و قالب آن نمي شد ، بلکه به همان اندازه و شايد بيش از آن بر تغيير درون مايه و راه و روال شعر و ادبيات پاي مي فشرد . به همين دليل، شعر فارسي سنتي که با کودتاي بازگشتي ها بار ديرگر خود را از کوي  برزن و زندگي گاه توده ها دورتر کشيده  و با جلوه و جامه ي خراساني و عراقي ، پاي در دربارها گذاشته بود و بر آن بود که سنت سلطان ستايي عنصري و فرخي و انوري را ، همچنان پاس دارد و مرامنامه ي منسوخ آنرا احياء و اجرا نمايد ، نخست ، در طلوع مشروطه خواهي و ورود انديشه هاي اجتماعي آرمانگرايانه ، ضرباتي کاري و جانکاه ديد و آنگاه ، سالها بعد ، با آمدن نيما و نيمايي ها ، در بستر تازه و نويني به جريان افتاد و با پويشي نو و نيرومند ، مسير ديگري را در پيش گرفت ، اين بستر نوين ، شعر فارسي را هم به لحاظ شکل و هم به لحاظ محتوا در بر مي گرفت ، اما اساسي ترين تحولي که نيما در شعر پديد آورد ، بايد در جنبه ي محتوايي آن و راه و روال شاعري ديد زيرا قالب شکني نيما ، نه به معناي کنار نهادن يکباره ي قالب هاي سنتي از حوزه ي شعر فارسي تلقي شده و نه در عمل به چنين پيامي انجاميد، و ادامه ي حيات آنگونه قالب ها در کنار اشکال و قالب هاي نوين نيمايي ، و حتي درخشش و اعتلاي کم نظير آنها درکا  شاعران سنت گراي روزگار ما و نيز برخي از پيروان نيما و شاگردان پيروز و پر توفيق او ، خود سخن از چينن حقيقتي مي گويد ، اما فروپاشي و مرگ آيين ستايشگويي و سخن فروشي ، و جهت گيري نوين متعالي در شعر بعد از نيما ره آورد والا و کرامندي بود که نهضت نيمايي به همراه خود مي آورد و شعر فارسي را در ادامه ي سنت شاعري شاعران آرمانداري چون فردوسي و ناصر  خسرو و ديگران ياري و توانايي ديگري مي بخشيد ، تا آنجا که گويي شکل و قالب نيمايي شعر با چاپلوسي و سايشگويي و سخن فروشي ناسازگاري سرشتين دارد. و نه فقط هيچگاه به کار قدرت و حکومت نمي آيد بلکه درست برخلاف قالب هاي کهن ، به چالشي توانکاه و سختگير با بي رسمي ها و بيداد گستري هاي قدرت بدستان و حکومت گستران نيز برخاسته است. و در نتيجه اينگونه شعرها نه تنها حتي يک مورد نيز به مديحه گويي و يا پاداش و صله جويي نپرداخت ، بلکه خود را يکسره در خدمت آرمانهاي اجتماعي و تصوير زندگي سرشار از رنج و خون طبقات فرودست و گروه هاي بي هويتي چون : شب پا ، سرباز ، شالي کار ، قرار داد و در حقيقت آنروز که نيما مي گفت : « غم اين خفته ي چند / خواب در چشم ترم مي شکند » ، سخن از اين رسالت بيداري آورانه ي خود در ميان چنين مردمي مي گفت و نه آناني که به خوابي ژرف و زمستاني در دنياي شعر کهن رفته بودند . بنا بر اين ، نگراني سنت پرستان و مزاربانان شعر کهن بر سرنوشت شعر فارسي بعد از نيما به بهانه ي تلاشي و فروپاشي شالوده هاي آن وکينه و دشمني آنان با نيما و نيمائيان نيز بي مورد و نا قبول مي نمود ...

اخوان، اراده ی معطوف به آزادی


دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

 دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی ( م. سرشک )

       در این لحظه هیچ تردید ندارم ، که هر هنرمندِ بزرگی ، در مرکز وجودی خود ، یک تناقض ناگزیر دارد . تناقضی که اگر روزی به ارتفاع یکی از نقیضین منجر شود کارِ هنرمند نیز تمام است و دیگر از هنر چیزی جز مهارت های آن برایش باقی نخواهد ماند . کشف  مرکز این تناقض ها ، در هنر مندان ، گاه بسیار دشوار است و چنان که جای دیگر بحث کرده ام ، خاستگاه این تناقض همان « اراده ی معطوف به آزادی » است که در کمون ذات انسان به ودیعت نهاده شده است .

شگفتار



علی حصوری

       در سال 1353 از میان کارهایی که به شدت مشغولش بودم بررسی زبان شاعران بزرگ معاصر بود و اتفاق را چون هسته ی این اندیشه و نتیجه ی اعمال آن را در مورد شعر اخوان با خود او در میان گذاشتم ، با لهجه ی خاص خودش گفت : « رفیق مارِ جزو پیرمردا خیلی خیلی او آخرای کلاس می شونی ها ! » و من گفتم : « اما صدای شما خیلی خیلی نزدیک است » .

درباره ی دفترِ « آخر شاهنامه »



« فروغ فرخزاد »

مقاله ی حاضر  از «  مجله « ايران آباد » شماره ي هشتم ، آبان ماه 1339 و آرش قديم ، شماره ي فروغ ،13. » انتخاب شده است که متن کامل مقاله عیناً ذکر شده تا وفاداریمان نسبت به فروزغ بزرگ بی خدشه بماند ... که شرایط جامعه امروز بی شباهت به آنروز نیست !!!

فروغ فرخزاد

اخوانی ديگر



علي باباچاهي

علی باباچاهی

در فيلمنامه يا نمايشنامه يي که ژان کوکتو نوشته است يکي از شخصيت ها به ديگري که شاعر شناخته شده يي هم هست مي گويد که عيب تو اين است که براي نوآوري حد و مرزي قائل هستي، شاعري ديگر اما بيرون از اين نمايشنامه يعني در دنيايي خيلي واقعي معتقد است که من براي نوآوري اهميت بسياري قائلم اما نمي خواهم به بهاي مدرنيست بودن تروريست از کار در بيايم. 

جلوه های شخصیت اخوان در شعرش


طبعاً این ویژگی های شخصیتی در شعر های اخوان منعکس است و من در اینجا چند مورد از آنها ار بر می شمرم :

اخوان شاعر بود، مداح نبود

برای چه می نویسید ؟ *

برای چه می نویسید ؟ *
مهدی اخوان ثالث ( م.امید )
             
برای این  می نویسم که بدانم کیستم، در کجا، کجای عصر و زمانه ی خود هستم.بدانم، دانستنی براستی دانستن، که آیا هنوز هستم، هنوز زنده ام؟چون به اعتقاد من « هستن » تنها در همین کسوت خلق خود بودن ، و از هوا و آب و نان سهمی بر گرفتن، نیست. در این امر، انسان هر انسانی با انسان و حتی حیوان دیگر مشترک و شاید کمابیش همانند است .

اخوان، شاعر شکست*



این مقاله در پنج بخش تنظیم گردیده است
نجف دریابندری
1
تحولی که بیش از نیم قرن پیش در شعر فارسی روی داد به نظر من از بسیاری جهات به نوعی جهش زیست شناختی شباهت دارد، و مسائلی هم که بر اثر این تحول در زمینه شعر پیش آمده اند به آنچه در روند تطوّر برای نوع پیش می آید بی شباهت نیستند.

۱۳۹۰ فروردین ۲۲, دوشنبه

کاروان «امید» رفت از پیش... محمود کیانوش

کاروان «امید» رفت از پیش...

اوّلین بار مهدی اخوان ثالث را در خانۀ احمد شاملو دیدم. تا زمانی که احمد شاملو مجلّۀ «بامشاد» را در می آورد (که صاحب امتیاز و مدیرش اسماعیل پوروالی بود)، با اینکه من با این مجلّه، یا در واقع با احمد شاملو، همکاری پیوسته داشتم، نمی دیدم که مهدی اخوان ثالث با احمد شاملو مراوده ای داشته باشد.
شاملو مدّتی بعد از ترک مجلّۀ «بامشاد» با دکتر طوسی حایری ازدواج کرد و با یاری مالی و معنوی این همسر، مجلّۀ «آشنا» را منتشر کرد و من رفیقانه با او در انتشار این مجلّه همکاری می کردم.

یادی از مهدی اخوان ثالث؛ یادداشتی از لعبت والا

یادی از مهدی اخوان ثالث؛ یادداشتی از لعبت والا

مهدی اخوان ثالث (۱۳۶۹-۱۳۰۷)
چهره اش آينه پير دير ذهنى من بود و با آن كه روزها وشب هاى بى شمار در محفل دوست گرانقدرم، بزرگ بانوى شعر، سيمين بهبهانى با هم نشست و برخاست داشتيم، هميشه خود را در برابر او و شعرش فرودست مى دانستم وشاگردى مشتاق و ستايشگر.

معصومیت بربادرفتۀ شاعر

معصومیت بربادرفتۀ شاعر

پاکی را نتیجۀ بیگناهی، و بیگناهی را نتیجۀ بی‌خبری از امکان انتخاب فرض ‌کرده‌اند. از همین رو، فرنگیانی بی‌اطلاعی را موهبت دانسته‌اند. چنین مطایبۀ رندانه‌ای در حکمت عامیانۀ مردم جنوب ایران هم به چشم می‌خورد: ”نون جـُو، دوغ گـُو، گوش خـُو.“ یعنی آدمی‌ که نان جو و دوغ گاو بخورد فارغ از نیاز توجه به قیل‌وقال‌های تشویش‌آور، یحتمل بیهوده و بلکه دردسرساز اطراف خویش، گوشش در برابر سروصداها خواب خواهد بود.

پیشگفتاری به شعری از اخوان ثالث؛ اسماعیل خویی

پیشگفتاری به شعری از اخوان ثالث؛ اسماعیل خویی

مهدی اخوان ثالث و اسماعیل خویی- لندن
"به تو نیازمندم که می توانی به آوای بلند شکوه کنی"
سورن کی یر که گور
م. امید شاعر "اینجا" و "اکنون"است و سر و کار شعر او با همین وجب از خاک خدا در همین روزگار است. و اصالت او نیز، چون یک شاعر اجتماعی، در همین محدوده بودن نیز زمینه مکانی- زمانی شعر اوست.
سنگ مثلا آوارگان عرب یا مردم ویتنام یا سیاهان آمریکا را به سینه زدن، اینجا و اکنون، گونه ای از ریاکاری روشن اندیشانه است.