‏نمایش پست‌ها با برچسب جشنواره فیلم فجر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جشنواره فیلم فجر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

چرا تهیه‌کننده فیلم‌های مستهجن به‌ایران نیامد!!


چرا تهیه‌کننده فیلم‌های مستهجن به‌ایران نیامد!! +عکس
چرا تهیه‌کننده فیلم‌های مستهجن به‌ایران نیامد!! +عکس
ماجرای اعلام نام اسدالله نیک نژاد به عنوان یکی از بزرگترین گاف های معاونت سینمایی دولت دهم تا به امروز است. این فیلمساز....
اسدالله نیک نژاد کیست؟سایت imdb  از کاملترین و مستند ترین منابع اطلاعات سینمایی است. تمامی شخصیت ها و فیلم های ریز ودرشت سینمای جهان از ابتدا تا به امروز در این سایت صفحه دارند. در این سایت درباره اسی نیک نژاد اطلاعاتی ثبت شده که خلاصه اش اینگونه است:
اسدالله نیک نژاد معروف به اسی نیک نژاد متولد سال 1960 در تهران است. او فوق لیسانس کارگردانی سینما از دانشگاه هنر کالیفرنیا است. او کار در سینما با همکاری امیر قویدل با فیلم «برنج خونین» شروع کرد و سپس به آمریکا سفر کرد و در تلویزیون و سپس سینمای این کشور مشغول به کار شد.

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

«غول سینمای ایران از خواب بیدار شده است.»

جمع بندی امیر قادری پس از اختتامیه گرم فیلم فجر: خوبی‌اش این بود که بستری فراهم شد تا همه، خوب یا بد، بیش از همیشه خودشان باشند/بیش‌تر مطمئن شدم که «غول سینمای ایران از خواب بیدار شده است.»

امیر قادری: ...نکته اصلی، گستردن بستری بود برای حضور هنر/صنعت سینمای ایران در کامل‌ترین شکل‌اش. سینماگران ایرانی، کاری ندارم که کدام‌ها فیلم خوب ساختند و کدام‌ها بد، فعلا بحث ارزش‌گذاری نیست، اغلب‌شان همانی را ساختند که باید. فیلمسازانی که تا حد امکان خودشان بودند. این جشنواره‌ای است که کیمیایی‌اش کیمیایی بود، مهرجویی‌اش مهرجویی، الوندش الوند، افخمی‌اش افخمی، فرهادی‌اش فرهادی، حاتمی‌کیایش حاتمی‌کیا، میرکریمی‌اش میرکریمی و بهمنی‌اش بهمنی. این یعنی عملکرد درست از سوی معاونت سینمایی که قرار نیست بیش از این دخالت کند: فراهم کردن بستر و تلاش برای هماهنگی با گروه‌های مختلف و تعامل با بردارهای موافق و مخالف این سینما در جامعه، تا به حداکثر بازده برای به نتیجه رساندن این همه استعداد برسیم...

صحبت های برندگان سیمرغ بعد از دریافت جایزه

صحبت های برندگان سیمرغ بعد از دریافت جایزه





ساره بیات:(دیپلم افتخار بهترین بازیگر مکمل زن)
ساره بیات که به علت سفر به برلین در سالن مراسم حاضر نبود. پدرش را برای دریافت جایزه اش فرستاد. پدر ساره بیات بعد از گرفتن جایزه اعلام کرد که ساره بیات نوشته ای را داده که روی سن بخواند. نکته جالب این بود که پدر ساره بیات نوشته اش را گم کرده بود. و در لحظه ای که از پیدا شدن این نوشته نا امید شده بود به یکباره در یکی از جیب هایش نوشته را یافت»
با دلم عهد بستم که اگر جایزه را دریافت کنم هزینه اش را به خانواده ام تقدیم کنم. امروز مقدر شد که من آنجا نباشم تا پدرم خود با دستانش این جایزه را بگیرد. مغمومم که اینجا نیستم و خوشحالم که با اصغر فرهادی در محفل هنری دیگری حضور دارم.

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

گزارش مراسم اختتامیه : سخنان معاونت سینمایی

گزارش  مراسم اختتامیه : سخنان معاونت سینمایی

معاونت سینمایی درباره سینمای ایران سخنانی ایراد کرد و پس از آن کلیپ یسیار زیبایی از عوامل سینمایی به نمایش درآمد که مورد تشویق حضار قرار گرفت.
پس از آن اعلام جوایز بخش مسابقه فیلم‌های اول، نگاه نو آغاز شد.

شمقدری در صحبت‌هایش دو گروه را عامل تهدید سینمای ایران دانست یک گروه که که با نگاه تنگ‌نظرانه‌اش جلوی هر حرکتی را می‌گیرد و گروهی دیگر با دیدگاه چپ مارکسیستی که با انحصارطلبی‌اش مشکلاتی راایجاد کرده. این جشنواره شروعی شد برای خروج سینمای ایران از وضعیت گلخانه‌ای و حرکت در دامنه کوه.
شرکت‌کنندگان در ادامه با تشویق به سخنان معاونت سینمایی خاتمه دادند.

مطلب مفصل امیر قادری درباره جرم مسعود کیمیایی

مطلب مفصل امیر قادری درباره جرم مسعود کیمیایی: زرنگی‌ات را بفروش... حواس‌ات را نه

امیر قادری: وقتی آدم‌ بدهای فیلم سوار یک اتوبوس قراضه گنده شدند تا جوان‌های ضربه پذیر معصوم هفت تیر به دست را بگیرند، متوجه شدم که این بار دیگر


مسعود کیمیایی، جسارت یافته تا با تمام وجود وارد دنیای مسعود کیمیایی شود. یک فیلم خوب از او، چیزی بیش‌تر از یک فیلم خوب است. چه کسی فکر می‌کرد جرم، از بهترین‌های (و برای من بهترین) جشنواره پر ستاره امسال باشد؟ کیمیایی در طول دو دهه، بالا و پایین رفت، مسیر عوض کرد، فیلم‌هایی ساخت در مدل‌ها و اشکال گوناگون.

واکنش هنرمندان به توهین به مسعود کیمیایی

واکنش هنرمندان در گفتگو با کافه سینما ادامه دارد: داریوش ارجمند،حامد بهداد و جواد طوسی در گفتگو با خبرنگار ما به توهین به مسعود کیمیایی واکنش نشان دادند

سعید حسینی: به زودی واکنش‌های عزت‌الله انتظامی و جمشید مشایخی به این حرف‌ها را خواهید خواند.
 داریوش ارجمند به کافه سینما گفت: اید یک برخورد جدی با این ادبیات انجام بشود.ما اصلا نمی دانیم چه کسی این آقایان را نشانده آنجا. باید برویم به ارباب‌شان شکایت کنیم.اگر در برنامه زنده تلویزیون این حرف زده شده باشد. یعنی دوستان آنتن تلویزین را با دروازه غار اشتباه گرفتند! آقای کیمیایی عمری هست فیلم لاتی می سازد، از جنوب شهر، از آدم های فرودست و یک کلمه از این حرف ها در فیلمش نبوده.

یادداشتی بر فیلمنامه‌ جدایی نادر از سیمین

یادداشتی بر فیلمنامه‌ جدایی نادر از سیمین: فیلمنامه‌نویسی ضداخلاق؛ راهبرد پيش‌پاافتاده دزدیدن اطلاعات

مصطفی انصافی: پیش از هر چیز باید گفت که اصغر فرهادی یکی از نخبگان فیلمنامه‌نویسی سینمای ایران است. فیلمنامه‌نویسی که مهم‌ترین مشخصه‌اش این است که عناصر داستان را بسیار خوب می‌شناسد و داستان‌گویی را خوب بلد است.

«خوب بلد بودن داستان‌گویی» یعنی اینکه اصغر فرهادی شخصیت‌های داستانش را بسیار خوب می‌شناسد. آگاهی کامل از آغاز، گره‌افکنی و بحران در فیلمنامه دارد و شخصیت‌هایی را که خوب می‌شناخته و خلق کرده، درست در مسیر قصه هدایت می‌کند و همه این‌ها در سینمای ایران یعنی نبوغ.

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

گزارش مفصل روزهای 7 و 8 سینمای تهیه‌کنندگان و نمایش قصه پریا+ گفتگوی ما با محمدعلی نجفی

گزارش مفصل روزهای 7 و 8 سینمای تهیه‌کنندگان و نمایش قصه پریا

مرتضی شایسته محور تمام ارتباطات هم‌صنفان و همکاران خود هستند و هر چند دقیقه یک بار دست در دست یکی از همکاران به جمع اعضای چتر واحد و یا در این روزها میز واحد می‌پیوندند و افراد غریبه را به دیگر افراد معرفی می‌کنند تا مبادا کسی بدون خوردن شیرینی و چای از سینما خارج شود. در این روز «مهناز افشار» که به علت ازدحام شگفت‌انگیز جمعیت دقایقی بیرون از سینما حضور داشت...

روز هفتم: گزارش روزانه از سینما تهیه‌کنندگان/ روز هشتم: گفت و گو با «محمد علی نجفی» نائب رئیس صنف/درباره‌ی علت اختلافات تهیه‌کننده و کارگردان
امروز یکی از داغ‌ترین روزهای سینما افریقا بود. در سانس اول فیلم «یه حبه قند»، سانس دوم «مرهم»، سانس سوم «قصه پریا» برای اولین بار و سانس چهارم «سفر سرخ» و سانس پنجم «آسمان هشتم» به نمایش در آمد.

4 نقد به چهار فیلم: از ميان بد و بدترها، بهترين کدام است؟

4 نقد به چهار فیلم: از ميان بد و بدترها، بهترين کدام است؟

علیرضا خوانساری: نگاهی به 4 فیلم یک حبه قند، سیزده پنجاه و نه، یکی از ما دو نفر و فرزند صبح


یه حبه قند :

«یه حبه قند» میر‌کریمی بیشتر از آنکه فیلم خوبی باشد، فیلم پی بردن به خوبی‌های رنگ و نورِ زیبا در سینماست. ۳۰ دقیقهٔ نخستِ فیلم آنقدر لذیذ است که مخاطب آغوش‌اش را باز کند تا در انتها یک عاشق «یک حبه قند» لقب بگیرد. اما ادامهٔ فیلم، مسیر خودش و احساس مخاطب را تغییر می‌دهد. مشکل فیلم میر کریمی این‌ است که بیش از حد می‌خواهد فیلم فرم باشد -و تقلا می‌کند- و آن‌قدر میرکریمی به قول خودش با اضطراب غرق در ترسیم فضای روزمرگیِ «یک خانواده» با دوربین روی دست -از ترسِ شلخته شدنِ فرم- شده که فیلم اساسا از لحظات و شخصیت‌ها و داستان غافل شده. و البته فرم فیلم هم در نوعی از قالب و ساختار نیست که بخواهد خودش کارکرد و اثرگذاریِ یک قصه را پیدا کند.

یادداشت امروز امیر قادری درباره آسمان محبوب + گفتگوی مفصل امیر قادری و سعید حسینی با وحیده محمدی‌فر

یادداشت امروز امیر قادری درباره آسمان محبوب

هر آنچه درباره وحیده محمدی‌فر و دوران جدید فیلمسازی داریوش مهرجویی می‌خواهید بدانید در این گفتگو هست.


ابتدا یادداشت امیر قادری درباره آسمان محبوب:
خوب بود اما کم بود
دوستش داشتیم، همچنان عاشقش هستیم اما سیراب‌مان نکرد. تماشای اولین بار آثار دوره اخیر داریوش مهرجویی، برای ما فقط یک تجربه سینمایی نبود. حال‌مان را خوب می‌‌کرد. تا دو روز بعدش خوش بودیم. انرژی داشت. این یکی هم بیش از هر فیلم جشنواره تا به حال، در مسیر ذهنی‌‌ام است. این فیلمی است از یک استاد بی‌نیاز، درباره رستگاری و شادمانی، در جشنواره‌ای که فیلم‌ها افتخارشان، متهم کردن طبقه متوسط و نمایش ناتوانی‌ها و کمبودها و عقده‌هایش است. یک جور رهایی در دنیایی که همه از تحقیر شدن و در گل ماندن و مورد بازپرسی قرار گرفتن استقبال می‌کنند. فیلمی درباره صید مروارید از دل آب، خوردن معجون، برق زدن چشم‌ها به شیوه کارتون‌های ژاپنی و جذابیت طبیعت، پر از کهن الگو. ماجرای مردی که در مبارزه با مرگ، سفری سرخوشانه به درون را آغاز می‌کند، وقتی مانی حقیقی به نقش عمو غریب برای نجات مرد سرگشته، با مشعلی در دست و اسبی سفید، دست به یک «سفر» در دل «غار» می‌زند تا «اکسیر» رهایی بخش را پیدا کند و همراه بیاورد. فکرش را بکنید که باقی آثار امسال مدام در گل ناخودآگاه گناه‌آلود و ضعیف و مضحک آدم‌های مشغول، گیر کرده‌اند و در آسمان محبوب، کلید رهایی را می‌توانید از دل ناخودآگاه انسانی، از ته غار بیرون بکشید. خب، در این میان معلوم است که ما کجا هستیم. کدام طرف، طرف داریوش مهرجویی‌ اما در ضمن از استاد شاکی‌ام که چرا همه‌اش همین. چرا سرچشمه را نشان می‌دهد و تشنگیمان را کاملا درمان نمی‌کند. چرا صحنه، مثل برکت آوردن روستایی‌ها به در خانه دکتر، کم است؟

چرا فیلم «گلچهره» نشان‌دهنده یک نقطه ضعف بزرگ فرهنگی در ایران است؟

یک یادداشت خواندنی: چرا فیلم «گلچهره» نشان‌دهنده یک نقطه ضعف بزرگ فرهنگی در ایران است؟

سید آریا قریشی: «گلچهره» (وحید موسائیان) فیلم خوبی نیست. مشکل و عیب و ایراد زیاد دارد. اما یک نکته مهم در آن وجود دارد که می‌تواند به طور دقیق مورد بررسی قرار بگیرد.


پرده اول: جایی از فیلم «گلچهره»، شخصیت اشرف خان (با بازی مسعود رایگان) در مرز ایران و افغانستان با پلیسی برخورد و با او درباره سینما بحث می‌کند. پلیس به او می‌گوید به جای سینما، فکری به حال جمع کردن تریاک بکنند. اشرف خان پاسخ می‌دهد که انشاالله به وسیله سینما این کار را انجام می‌دهند. پلیس هم با پوزخندی می‌گوید که با کمک فیلم‌های هندی و مبتذل پول جمع‌آوری کنند. فیلم بعد از این حرف‌ها ادامه می‌یابد. اما بحث من دقیقاً‌ همین‌جاست. این که کارکرد سینما در یک جامعه بحران‌زده (یا به طور عمومی‌تر در هر جامعه‌ای) چیست؟

۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه

بازگشت حاتمی‌کیا، عقب گرد فرهادی/مسئله این است: یا با مردمی یا در برابرشان

امیر قادری درباره دو فیلم مهم جشنواره: بازگشت حاتمی‌کیا، عقب گرد فرهادی/مسئله این است: یا با مردمی یا در برابرشان

امیر قادری: همچنان اینکه با جشنواره غیر قابل پیش بینی طرفیم. گزارش یک جشن ابراهیم حاتمی‌کیا و جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی، احساسات متفاوتی را در من بیدار کردند. آنچه انتظارش را داشتم یا نداشتم.

گزارش یک جشن

نه فقط بازگشت ابراهیم حاتمی‌کیا به مسیر درست که پیشرفت درست ذهنی و احساسی این فیلمساز در راه‌اش. این بار نسبت به آژانس شیشه‌ای، حاتمی‌کیا، بیش از همیشه به مردمش نزدیک شده است. مردمی که حدود 10 سال و از زمان موج مرده، منتظر بازگشت فیلمساز محبوب‌شان به مسیر مانده بودند. او که خوب یا بد، درست یا غلط، در تمام این سال‌ها راوی مقطع مهم زندگی اجتماعی مملکتش بود، از دوران جنگ تا سازندگی و اصلاحات و اینها؛ حالا یک بار دیگر، این نقش را در دوران معاصر بازی می‌‌کند و به حافظه جمعی روزگارش باز می‌گردد. پخته‌‌تر از همیشه. تصور و تشخیص حاتمی‌کیا از مفاهیمی چون توده و فردیت و امنیت، هیچ گاه بلوغ این فیلم را نداشته است. نگاه او همسو با نظام سیاسی و واکنش جامعه‌اش پیشرفت کرده است. جایی که ارزش‌های اسطوره‌ای فرد و حیات جمعی اطرافش به آشتی می‌رسند. اتفاقی که در موفق‌ترین اثر کارنامه فیلمسازی‌اش، آژانس شیشه‌ای هم نیفتاده بود. تلقی حاتمی‌کیا از کنار مردم بودن، هیچ وقت به وضوح و درک هنرمندانه فیلم تازه‌اش نبوده است. مشکل اصلی، شخصیت‌های مثبت داستانش هستند که به هیچ وجه جذابیت ور منفی قصه را ندارند. بازیگر و شخصیت‌های محبوبی از آب درنیامده‌اند. فیلم از کمبود قطب مثبت رنج می‌برد و سکانس مربوط به رابطه بانو با مرد زندگی‌اش و بالا رفتن‌‌شان از برج، غریب و باورنکردنی و بی‌فایده است اما عوضش یک درام به دقت نوشته شده را داریم که نقطه عطف‌‌های بجا و به اندازه و به موقعی دارد؛ با یک زمینه چینی درست، برای یکی از موثرترین سکانس‌های به درستی اجرا شده جشنواره امسال، صحنه‌ای که جوان‌ها در برابر لنز دوربین‌های دیجیتال به دل خیابان می‌زنند. هنوز که جشنواره تمام نشده، اما بعید است موسیقی بهتر از کارن همایون‌فر برای گزارش یک جشن داشته باشیم و تسلط حاتمی‌کیا بر پرده بزرگ و روایت داستانی با اوج و فرودهای آشنا را یک بار دیگر می‌بینیم. حاتمی‌کیا بازگشته، در شرایطی که هیچ گاه این قدر به مردمش نزدیک نبوده. این بار او گذشته از حاج کاظم، در کنار مسافران آژانس ایستاده است و درجه‌اش را از مردمش گرفته است.

۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

درباره فیلم‌های اسب حیوان نجیبی است/ یه حبه قند/ چیز‌هایی هست که نمی‌دانی

به شیرینی قند،به نجابت اسب:درباره فیلم‌های اسب حیوان نجیبی است/ یه حبه قند/ چیز‌هایی هست که نمی‌دانی

«اسب حیوان نجیبی است» به هر حال در مقایسه با «هیچ» پیشرفتی به حساب نمی‌آید، اما همین که کاهانی از استاندارد‌های «هیچ» پایین‌تر نیامده، خود جای امیدواری دارد...


حرف‌های علی معلم از اعضای هیات داوران جشنواره در برنامه هفت/ تصمیم نهایی را هیات دیگران می‌گیرند

حرف‌های علی معلم از اعضای هیات داوران جشنواره در برنامه دیشب هفت/ علی معلم: تصمیم نهایی را هیات دیگران می‌گیرند


شیدا عارف: امیدواریم حق دیدگاه های خوب حفظ شود...


«علی معلم» منتقد و تهیه کننده صاحب نام سینما که در جشنواره بیست و نهم فیلم فجر با حضور در برنامه هفت به عنوان یکی از اعضای هیات داوران حضور دارد در واکنش به اهانت و اعتراض عده ای از هنرمندان گفت: ما فکر می کنیم فقط خودمان باید تعریف ارائه بدهیم در حالی که یک تعاریفی از قبل وجود دارد جشنواره های فیلم در 150 جای دنیا برگزار می شود و هر فستیوالی قانون و قاعده هایی دارد که شما با پذیرش قوانین شرکت در جشنواره و قاعده های آن می پذیرید که آن جشنواره فیلم شما را ببیند و انتخاب کند و داوری کند به عنوان مثال اینکه تعداد نمایش فیلم ها با اجازه تهیه کننده صورت بگیرد یک قانون جهانی است وقتی فیلم ساز این قوانین را می پذیرد .در هر جشنواره ای حدود700-800فیلم ارسال می شود که ممکن است فیلم های بزرگی باشند و لی در پذیرفته نشوند. من تا به حال ندیده ام که شخصی نامه ای به دبیر جشنواره برلین بنویسد و بگوید چرا فیلم من انتخاب نشده است؟ و بدتر آنکه چرا فیلم من برنده نشد؟ وی در ادامه به سه نظریه موجود در جشنواره ها اشاره کرد و گفت: هر جشنواره سه نظریه به همراه خود دارد. یکی از این نظریه ها نظریه داوری است که در زیر مجموعه داوری های جمعی است و نظریه مطبوعات و منتقدین.ممکن است اولین فیلم یک کارگردان جوان در جشنواره ای برتر از فیلم یک فیلم ساز کهنه کار باشد.در هر فستیوالی داوری هم مورد انتقاد قرار می گیرد و این طبیعی است و رسانه ها و مردم نسبت به هیات داوری نظراتی را ارائه می دهند. وی با تاکید به داوران جشنواره ها اضافه کرد: داوران اصلی هر فستیوال از افراد صاحب نام انتخاب می شوند ولی آیا این افراد صاحب نام باید از نظر همه قابل قبول باشند؟!

یادداشت امیر قادری : درباره آفریقا، مرهم و ورود آقایان...

یادداشت امیر قادری : درباره آفریقا، مرهم و ورود آقایان.../این فیلم‌ها هستند که کوچک شده‌اند

امیر قادری: ...ورود آقایان ممنوع محصول استانداردی که می‌کوشد به شیرینی تماشاگر را با خود همراه کند...


سه چهار فیلم دیگر دیدم و متوجه شدم خطری که همچنان سینمای ما را تهدید می‌کند، فیلم‌هایی است که با ذهنیت آماتوری و برای پرده کوچک ساخته می‌شوند. آثاری که انگار قرار نیست کسی ببیندشان. فیلمساز ساخته برای خودش و دور و بری‌هایش. بحث بر سر سینمای خاص و جریان عامه‌پسند نیست. مسئله اصلی این است که انگار دیگر به فیلم‌ها به عنوان محصولاتی با نفوذ و موثرکه قرار است در سالن‌های سینمای اصلی این مملکت به نمایش درآید و ماجرایی را تعریف کند و حادثه‌ای را خارج از پرده باعث شود؛ نگاه نمی‌شود. از پول مفت نفت است یا که چیست، به هر حال نه فقط فیلمسازها که امروز انگار تهیه‌کننده‌ها هم راضی شده‌اند به ساخت آثار کم خاصیتی که بیشتر به درد نمایش در جشنواره سینمای جوان می‌خورند. فیلم‌هایی که بر اساس یک ایده شکل‌گرفته‌اند که انگار فقط یک تجربه کم تاثیر در حوزه سینمای مستقل‌اند.

یادداشت‌های امیر قادری درباره آلزایمر، یه حبه قند، اسب حیوان نجیبی است

یادداشت‌های امیر قادری درباره آلزایمر، یه حبه قند، اسب حیوان نجیبی است

امیر قادری: خب جشنواره تازه شروع شده. بعد از فرزند صبح، حالا یه حبه قند را داریم و آلزایمر را به عنوان فیلم‌های مهم بعدی جشنواره که امروز
می‌خواهم درباره‌اش بنویسم. و چند تا فیلم دیگر که یادی ازشان می‌کنیم. دستاورد اصلی پنج‌شنبه شب جشنواره برای ما البته مراسم آتش‌بازی بالای برج میلاد بود که یک قدمی‌اش بودیم، دقیقا نزدیک فشفشه‌ها. و درست همان وقتی که گل‌های زرد و قرمز و آبی در آسمان می‌شکفت و سرهای‌مان به سمت بالا بود، اوج همان زیبایی و هیجانی که از فیلم‌های روی پرده انتظار داشتیم و به‌مان نمی‌دادند، این خبر دهان به دهان میان همه گشت که: «مبارک رفت»! تجربه درجه یکی بود.

یادداشت استاد "عزت الله انتظامي" در رونا برای فیلم "راه آبي ابريشم" :جایی برای زندگی

فیلم "راه آبي ابريشم" آخرین ساخته محمد بزرگ‌نيا از ديروز در سالن‌های سینمای جشنواره به نمایش درآمد. یادداشت استاد عزت‌الله انتظامي برای این فیلم را در ماهنامه رونا بخوانید:


عزت الله انتظامي:
من از روز اولي كه محمد بزرگ‌نيا و پروين خانوم صفري همسرشان را شناختم. بيشتر نزديك شدن ما سر فيلم پستچي آقای داريوش مهرجويي بود كه آقاي بزرگ‌نيا و آقاي قلي‌پور جزو دستیاران مهرجویی بودند. آقاي بزرگ‌نيا از همكاراي بسیار خوب داريوش مهرجويي بود و می‌دانستم كه ایشان جزو بچه‌هايي است كه در تلويزيون تعليم ديده و مطالعاتي دارد.
اولين فیلم ایشان كشتي آنجليكا بود و از من برای بازی در این فیلم دعوت كردند برای بازی در نقشی که جوانی‌ها و تقریبا عاقله‌مردی‌های فرمان‌فرما بود. فيلم بسيار باارزشي بود. از همان وقت‌ها من به عنوان يك كارگردان برجسته سینما به ایشان ارادت پيدا كردم. بعد از آن فیلم هر فیلمی كه آقاي بزرگ‌نيا ساخت حتما براي من يک نقشی در نظر می‌گرفت. و بسیار رابطه خوبی با هم داشتیم.

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

جلسه نمایش فیلم «فرزند صبح» جنجال آفرین شد

جلسه نمایش فیلم «فرزند صبح» جنجال آفرین شد




 



عبدالرضا اکبری در نقش آیت الله خمینی در فیلم «فرزند صبح»

بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر در تهران با نمایش فیلم «فرزند صبح» درباره زندگی آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در سومین روز خود، روزی پرحاشیه را پشت سر گذاشت.

گزارش های رسیده حاکی است که اکران این فیلم با استقبال تماشاگران روبه‌رو نشده و بهروز افخمی، کارگردان و نویسنده سینما، با اعلام اینکه کارگردان این فیلم نبوده و تنها نویسنده آن است به حاضران گفت: «من دو نامه در رسانه‌ها منتشر کردم و از درج نامم بر روی فیلم شکایت کردم.»

ترین های روز دوم جشنواره: از هر رفتنی بیزارم...

امیرعباس صباغ: سکانس برگزیده، دیالوگ برگزیده، کاراکتر برگزیده، با چاشنی طنز

آقا یوسف ***
فیلم روایتی ست از زندگی دو مرد (مرتضی و یوسف) که یکی تنهاست و دیگری هراس از تنهایی دارد. آنکه هراس دارد عاشق است و آنکه تنهاست، عاشق نیست و همین عشق دو سرنوشت متفاوت برای آن دو رقم می‌زند، رفیعی برخلاف فیلم قبلش «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» که از تازه شدن عشقی کهنه سخن می‌گفت، اینبار به عشقی (از جنس دیگر) که کم کم کهنه می‌شود و هم دختر و هم پدر را آزار می‌دهد، دختری که عشق پدرش، اجازه نمی‌دهد حرف دلش را با او بگوید و نیاز‌ها و آمالش را برای پدر شرح دهد و پدری که از هر رفتنی بیزار است و به قدری به دخترش وابسته است که حتی بی‌او غذا نمی‌خورد و...
پرداختن به این فیلم، بحث مفصلی را می‌طلبد که نگارش آن در روزهای پرشتاب جشنواره ممکن نیست. و تحلیل کامل فیلم می‌ماند برای روزهای بعد از جشنواره

سوت آغاز : درباره فیلم‌های مرگ کسب و کار من است / سوت پایان / آینه‌های روبرو

«مرگ کسب و کار من است» به عنوان اولین فیلم امیر ثقفی غافیلگر که نه، امیدوارمان کرد...


مرگ کسب و کار من است (امیر ثقفی):
«مرگ کسب و کار من است» به عنوان اولین فیلم امیر ثقفی غافیلگر که نه، امیدوارمان کرد. فیلم چند نکته برجسته دارد که نشان از درک درست کارگردان جوان آن از سینما می‌دهد. امیر ثقفی با این فیلم نشان داد سلیقه دارد و شیفته فرم است، و این ویژگی برای سینمایی که اکثر فیلمسازانش به بهانه پرداختن به معضلات اجتماعی و یا خندان مخاطب، از سلیقه غافل می‌مانند غنیمتی به حساب میاید. مرگ کسب و کار من است علاوه بر بازی‌های خوب ( به ویژه امیر آقایی)، فیلمبرداری (نادر معصومی) و موسیقی متن (کارن همایون‌فر) چشمگیری نیز دارد که از نقاط قوت اصلی فیلم هستند. علاوه بر این ثقفی از جغرافیای محل فیلمبرداری فیلمش نیز به خوبی استفاده کرده و از نقش سکوت نیز در به تصویر کشیدن احساسات شخصیت‌هایش غافل نمانده است. اما مشکل اصلی این‌جاست که مدت زمان بسیاری از فیلم صرف نشان دادن جنگ شخصیت‌ها با محیط اطرافشان می‌شود، بدون آن‌که اتفاق خاصی رخ دهد. برای درگیر کردن مخاطب تنها موسیقی و قاب‌بندی‌های زیبا کافی نیست، گره و چرخش داستانی نیز لازم است، ویژگی‌ای که یک ساعت پایانی «مرگ کسب و کار من است» از آن بی‌بهره مانده است. حتی اگر نشان دادن تمام تلاش‌های شخصیت‌ها برای غلبه بر خشونت محیط اطرافشان را، نوعی مبارزه با عقوبت گناه‌شان و تلاش برای بقایشان به حساب آوریم، صرف به تصویر کشیدن این مبارزه بدون یک گره داستانی درگیر کننده، چندان قانع کننده به نظر نمی‌رسد. با همه این وجود «مرگ کسب و کار من است» نوید ورود یک فیلمساز تازه نفس و پر شور را می‌دهد که می‌توان برای دیدن آثار آینده‌اش انتظار کشید، و امیدوار بود که در فیلم‌های بعدی‌اش اندکی از به رخ کشیدن توانایی‌هایش در قاب‌بندی دست بردارد و بیشتر به فکر داستان و ریتم فیلم‌اش باشد.